تبلیغات
داستان های کوتاه منصور - ام اس

دوست دارم صدای خاص خود باشم چرا که می دانم هرگز چخوف نخواهم شد.

ام اس

تاریخ:جمعه 7 خرداد 1395-06:47 ق.ظ

چطور شروع کنم چون مطلب بسیار سخت ودشوار، فقط دوست داشتم بهش ثابت کنم که هنوز هم غرور دارم، گفتم  " خانوم خودتو اذیت نکن بهتر از من جدا بشی " کدام مردی رو می شناسید که عاشق همسرش باشه بعد اینجوری بهش بگه! چنان بی اختیار این جمله رو گفتم که تموم استخونم درد گرفت، با چشمان درشت نگاه خیره خود ش رو به من دوخت و به حد غیر طبیعی رنگش پرید. بعد روی لباش تبسم تلخی نشست و یهو اشک از چشماش چکید . فکر کرد که نزدیک به خواب هستم ودارم بهش هذیان می گم، متقاعد کرد که بخوابیم ولی من اصلا خوابم نمیاد فقط می خوام پا سوز من نشه و باید حرف سردی می زدم که یه جورایی دلسرد بشه! درست نیست  این چند سال هم خوب تحمل کرد.  بلند شد رفت و لباس خوابش رو پوشید و اومد می دونست عاشق دیدن لباس خوابش هستم ، یه لباس خواب توری قشنگ وشیک صورتی رنگ ، کنارم زانو زد و مثل هر شب سرش را بلند کرد تا بهتر قیافه خسته ام رو نگاه کنه ، گفت : " خب کاری نداری " واقعا، چکار می تونستم انجام بدم ، با اشاره سرگفتم نه ، بعد شب بخیر گفت ورفت. نگاش کردم  دوری او حتی برای لحظه ای  هم برای من سخت ودشواربود. و نتونستم تحمل کنم نمی دونم ازترس بود یا ملایمت بیش از حد که بتونم دلش رو به نوعی بدست بیارم بعد از مدت کوتاهی داخل اتاق خواب شدم وبه سمت تختخواب رفتم  تختخواب دونفری که بابتش دویست ده هزار تومان داده بودم ، او خوابیده بود زنی سی وپنج ساله لاغراندام و گوشی اش هم کنارش با آهنگ صدای ملایم در حال نواختن ، سعی کردم دوباره همین طور آروم از اتاق خواب بیام بیرون، هر دو در یک شرکت کار حسابداری می کردیم  که بالاخره با عشق ازدواج کردیم،  چهار سال اول زندگی ما عالی پیش می رفت که یکهو بی حسی رو در پاهام دیدم واین بی حسی به حدی جلو رفت که قادر به هیچ عمل یا عکس العملی نبودم  و فهمیدم به بیماری ام اس مبتلا شدم بیماری که کم کم داشت تمام سلول های درون نخاعی ام  رو خرد وداغان می کرد. خب چاره ای نیست باید قبولش کرد بیدار شدن ژن در آدم ها متفاوته ولی خوشبختانه هنوز خوب می شنوم وخوب می بینم و روی صندلی ویلچربرقی جابجا می شم و کاملا فلج وناتوان نشدم و کنترلی در دستام هنوزدارم  پس  به زندگی امیدوارم و به آن لبخند می زنم شاید سهم من از زندگی همین باشه اما سهم او نباید این شکلی تموم بشه. سه سال کم زمانی نیست که به خوبی از من پذیرایی کرد وحالا باید واقعیت رو قبول کنم. با اینکه منتظر فردا بودم که ببینمش دیگه ندیدمش و تنها شدم ، سکوت می کنم ونگاه به آینده مبهم ، چقد سخته  اینجوری زندگی کردن ، شنیدم که می گفتن، فراموشی هم از نعمت های الهیست  پس چرا نمی تونم اونو فراموش کنم ، با امروز دومین روزی می شه که ازش دورم و کم کم دارم دیوونه می شم ، آیا مستحق عذاب الهی بالاتری هم هستم، زندگی ام رو مرور می کنم که چطوربه علت عدم کارایی حکم زود هنگام بازنشستگی پیش از موعد رو برام صادر کردن و دارم با چندر غاز حقوق زندگی می کنم ، اجاره خونه سر سام آور بالاست وخرج دارو هم مزید بر علت !  و حقوق همسرم کمک خرج ما که با رفتنش قوز بالا قوز شد. باید به حرفی که  بهش زدم دوباره فکر کنم ، البته بی دلیل نبود چون حس می کردم رفتارش عوض شده و تازه شب ها هم دیر به خونه می اومد.  مثل آن شب که می گفت " اضافه‌کاری‌شرکت مانع می شه که زودتر برسم " ولی تعداد اضافه‌کاری‌شرکت داشت زیاد می شد ومن نگرون ! هرچه می گفتم : " ممکنه دیگه ‌اضافه‌کاری‌قبول نکنی " امّا گوشش بدهکار نبود می گفت : " باید سرگرم باشم تا درد رو کمتر حس کنم تازه این مخارج ها رو کی باید پرداخت کنه ، تو؟ !! " بعد از این حرف ها بود که با خودم کلنجار رفتم و با اینکه  سختی زیاد دیده بودم ولی در همه حال غرور روهنوز از دست ندادم ، این شد که تصمیم گرفتم اونو از خودم دور کنم و حالا هم  نمی شه کاری کرد واو دیگه رفته . در حال حاضر میل دارم از همه کس فاصله  بگیرم چون از همه بیزار شدم و البته سعی دارم به نوعی خودم رو سرگرم کنم ، گاهی سرخوش بیرون از خونه می رم ، همین نزدیکی ها پارک کوچکی به نام پارک غازها ست که غاز سفید زنده  با جفت خود در ابگیرنمایشی که برای همین منظور تعبیه شده در کنار هم عاشقونه زندگی می کنند.  وقتی به بالهای بزرگشون نگاه می کنم از تعجب می مونم چطور خودشونو اینجا حبس کردند.  بالی که برای پرواز نباشه بال نیست  وباله  درست مانند پایی که برای راه رفتن نباشه.

... یک روز دیگه شروع شد و دیگه کسی  به من سلام صبح بخیر نمی گه. چون او همیشه قبل از رفتن  سر کارش با گفتن " سلام صبح بخیر " شروع به توصیه های لازم رومی کرد ودر اخر این جمله " عزیزم لطفا لبخند یادت نره وتو رو خدا امروز  شاد باش"   با امروز سومین روزی که  از دستش دادم بهتر  واقعیت رو دیگه قبول کنم ، و طبق معمول برنامه غروب ها برای دیدن پارک ، خوشبختانه با اینکه طبقه سوم مجتمع می نشینم آسانسوری هست ، هر وقت که می رسم به سختی درب ورودی خونه رو باز می کنم و اولین چیزی که نظرم رو جلب میکنه  عکس های یاد گاری اون روزاست که با قاب های کوچک و بزرگ دور برم رو شلوغ کرده ، عکس های اون روزها که سرمور گنده بودم فقط  همین عکس ها ازش برام باقی مونده، عجیبه بوی غذا حس می کنم و صدا یی از تو آشپزخونه ، پشت به من بود برگشت و دید . واقعا هاج واج شده بودم باورم نمی شد بعد از سه روز برگشته بود . می دونست بدون او نمی تونم زندگی کنم حالا اشک امونمو بریده ، فقط نمی دونم از درد بود یا از شادی !...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
myfreecams token generator
یکشنبه 30 مهر 1396 07:10 ب.ظ
من خواننده منظم هستم، چگونه همه شما هستم؟ این نوشتار نوشته شده در این وب سایت واقعا دلچسب است.
پاسخ منصور قلی زاده :
cheap phone psychics
دوشنبه 20 شهریور 1396 10:52 ق.ظ
چطوری من می توانم سوگند یاد کنم قبل از این که من بعد از این وب سایت باشم
در حال مرور چندین مقدمه متوجه شدم که برای من تازه است.
به هر حال، من مطمئنا خوشحالم که بر آن برخورد کردم و من خواهم بود
نشانه گذاری آن و چک کردن به طور منظم!
پاسخ منصور قلی زاده :
cheap telephone psychics
دوشنبه 20 شهریور 1396 06:44 ق.ظ
من این وب سایت را از طرف من دریافت کردم که درباره این وب به من گفت
سایت و در حال حاضر این بار من از این سایت بازدید می کنم و
خواندن مطالب بسیار آموزنده در این زمان.
پاسخ منصور قلی زاده :
private std screening
دوشنبه 20 شهریور 1396 06:17 ق.ظ
پاسخهای فزیکی در برابر این سوال با استدلالهای شرکتی و توصیف همه چیز در مورد آن.
پاسخ منصور قلی زاده :
std testing near me
دوشنبه 20 شهریور 1396 05:33 ق.ظ
من بلافاصله ریسینگ خود را به عنوان من می توانم پیوند اشتراک ایمیل و یا خبرنامه خود را پیدا کنید.
آیا شما دارید؟ لطفا به من اجازه دهید که من فقط به اشتراک بگذارم.
با تشکر.
پاسخ منصور قلی زاده :
std screening
یکشنبه 19 شهریور 1396 04:06 ب.ظ
من هم از آن لذت می برم. از این قبیل کارها و نمایشهای هوشمندانه!
بچه های باهوش عالی را نگه دارید. من شما را به وبلاگ ما متصل کرده اید.
پاسخ منصور قلی زاده :
Why is my Achilles tendon burning?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 03:29 ق.ظ
bookmarked!!, I like your website!
پاسخ منصور قلی زاده :
What causes pain in the back of the heel?
شنبه 14 مرداد 1396 05:44 ب.ظ
What's up to every one, it's actually a nice for me to go to see this web site, it includes helpful Information.
پاسخ منصور قلی زاده :
http://louisweichbrodt.hatenablog.com/archive/2015/08/28
جمعه 13 مرداد 1396 09:54 ب.ظ
This site was... how do I say it? Relevant!! Finally
I've found something which helped me. Many thanks!
پاسخ منصور قلی زاده :
chaturbatetokenshack.online
پنجشنبه 12 مرداد 1396 10:04 ب.ظ
I've been browsing on-line more than 3 hours as of late, but I
by no means found any attention-grabbing article like yours.
It is pretty value sufficient for me. Personally,
if all site owners and bloggers made excellent content as you did,
the web will likely be much more helpful than ever
before.
Foot Problems
سه شنبه 10 مرداد 1396 01:10 ق.ظ
Hi there, just wanted to mention, I liked this article.
It was helpful. Keep on posting!
پاسخ منصور قلی زاده :
Amanda
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:15 ب.ظ
We are a group of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your web site provided us with valuable information to work on. You have done a formidable job and our entire community will be grateful to you.
پاسخ منصور قلی زاده :
بهمن
پنجشنبه 29 مهر 1395 05:21 ب.ظ
برام عجیبه! از داستانهائی که عاقبت خوشی دارن خوشم میاد ولی نمیدونم چرا دوست دارم ته داستان یه جورائی ذهن آدمو غلغلک بده... یه جورائی خوشش نیاد و حسرت بخوره...
ولی در مجموع داستان خوب و تاثیرگذاری بود.
قلمت مانا
پاسخ منصور قلی زاده : سلام وممنونم از نظر خوبت
سوخته دل
پنجشنبه 11 شهریور 1395 01:24 ب.ظ
طرز فکرتان را بهتر و مؤثرتر کنید :

طرز فکرتان در مورد خود و زندگی تان تقریبا تمام اتفاقاتی را که برای شما رخ می دهند را تعیین می کند، مسئولیت اصلی شما این است که کنترل طرز فکرتان را داشته باشید و تمرکز شفاف حرف‌ها و افکارتان را بر کارهایی که واقعا می خواهید حفظ کنید. هم زمان، باید از فکرکردن به کارهایی که واقعا نمی خواهید خودداری کنید. این فرمول ساده کلید واقعی سلامتی، شادمانی و رفاه شخصی است.
در این روش باید وقتی به اطراف نگاه می کنیم به جای مشکلات و دشواری‌ها باید به امکانات و فرصت‌ها توجه داشته باشیم. هدف این است که به فکر کردن عادت کنید و مانند تمام عادت‌ها قابل یادگیری است. این عادت را با تکرار مداوم می‌توانید تقویت کنید. سرانجام، در هر کاری که انجام می‌دهید ...
پاسخ منصور قلی زاده : سلام....‌عالی‌بود‌ممنونم
دریچه ای رو به هنر و فرهنگ
سه شنبه 12 مرداد 1395 10:10 ب.ظ
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
****
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
****
گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است
عیش با آدمی ای چند پری زاده کنی
****
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
****
اجرها باشدت ای خسرو شیرین دهنان
گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی
****
خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات
مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی
****
کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ
ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی
****
ای صبا بندگی خواجه جلال الدین کن
که جهان پرسمن و سوسن آزاده کنی
--------------------------------------------------سلام استاد/ در مورد داستان و اظهار نظر/ مسامحه نبود وعدم تخصص در این مهم بنده را معذور داشت
دختر اردیبهشتی
پنجشنبه 24 تیر 1395 09:03 ب.ظ
داستان هاتون فوق العاده است
موفق وموید باشید
آیدا
دوشنبه 14 تیر 1395 12:37 ب.ظ
درود
جالب بود.مخصوصا که آخرش ختم به خیر.
شهرباران
دوشنبه 14 تیر 1395 01:13 ق.ظ
سلام طاعات وعبادتت،ن م،رد قبول درگاه حق
مثل همیشه عاااااالی
E.i.B
پنجشنبه 10 تیر 1395 11:07 ب.ظ
سلام . . .

دیدی آنرا که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشق سرشار ترین

آنکه می گفت منم بهر تو غمخوار ترین
چه دل آزار ترین شد چه دل آزارترین

پارسا
پنجشنبه 10 تیر 1395 11:07 ب.ظ
سلام . . .

گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید

نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی

نه . . .

بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب می کند

رویا
پنجشنبه 10 تیر 1395 01:25 ق.ظ
سلام وعرض ادب
E.i.B
چهارشنبه 9 تیر 1395 11:03 ب.ظ

از دور برایت گلی میفرستم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نامش سلام



بویش دوستی




جنیفر
چهارشنبه 9 تیر 1395 06:48 ب.ظ
سلام و وقت بخیر
سوال جالبی مطرح کردید...بی شک هنوز قبایل بدوی وجود دارند انسان هایی به دور از تمدن که انسان های مدرن به چشمشون عجیب بنظر میان ،امروزه برای تغییر این آدم ها به حریمشون تجاوز نمیشه و این خود قبایل هستند که در برابر تغییر مقاومت میکنن
کشتار برای تغییر یک جامعه امری نکوهیده است و همین نیاکان ما به دین اسلام بله گفتند شاید به چشم خیلی ها دین تحمیل شده باشهولی کشور ما کم مورد تاخت و تاز اقوام مختلف قرار نگرفته پس چرا نیاکان ما مغول ها و ترک ها رو ارجح ندونستن...
هجوم اروپایی ها به مناطق بکر صرفا جهت توسعه و مال اندوزی بوده نه تغییر قومیتی
هنگامه
چهارشنبه 9 تیر 1395 12:34 ب.ظ
سلام جناب قلی زاده عزیز طاعاتتان قبول
التماس دعا
پاسخ منصور قلی زاده : سلام... طاعت شما نیز مورد قبول درگاه احدیت آمین
جنیفر
چهارشنبه 9 تیر 1395 03:04 ق.ظ
سلام
طاعات و عباداتتون قبول
بهترین ها رو براتون آرزو دارم
پاسخ منصور قلی زاده : سلام.... من نیز متقابلا برای شما مهربان
جنیفر
چهارشنبه 9 تیر 1395 03:03 ق.ظ
ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم
ما باده پرستیم و از این خلق جدائیم
بر طور وجودیم چو موسی شده ازدست
بی پا و سر آشفته و جویای لقائیم
روحیم که در جسم نباشد که نباشیم
موجیم که در بحر به یک جای نیائیم
در صومعهٔ سینهٔ ما یار مقیمست
ما از نظرش صوفی صافی صفائیم
ما غرق محیطیم نجوئیم دگر آب
ای بر لب ساحل تو چه دانی که کجائیم
مائیم که از سایه گذشتیم دگر بار
ما سایه نجوئیم همائیم همائیم
مائیم که از ما و منی هیچ نماندست
در عین بقائیم و منزه ز فنائیم
گاهی چو هلالیم و گهی بدر منیریم
گاهی شده در غرب و گه از شرق برائیم
سید چه کنی راز نهان فاش نگفتیم
در خود نگرستیم خدائیم خدائیم
شاه نعمت‌الله ولی
๑۩۞۩ فــرنـگیـس ۩۞۩๑
سه شنبه 8 تیر 1395 08:12 ب.ظ
سلام دوست عزیزم...از غافلان حساب دلم را جدا کنید حرف و حدیث کهنه خود را رها کنید چیزی به شب نمانده به خلوت که می روید قدر است، قدری دل شکستۀ ما را دعا کنید ... التماس دعا
پاسخ منصور قلی زاده : سلام... من نیز از شما دعای خیر نیازمندم
نسیم....
سه شنبه 8 تیر 1395 01:24 ب.ظ
سلام عبادات قبول
پاسخ منصور قلی زاده : سلام....دراین‌ایام‌نیز‌برای‌شما‌‌بانوی‌گرامی‌ وتمامی دوستان را متقابلا‌خواهانم
باران
سه شنبه 8 تیر 1395 12:32 ب.ظ
سلام آقا منصور
نناز و روزتون قبول باشه الهی
خیلی مممنونم از پیام تسلیتی که برام گزاشتید
ببخشید که کمتر سر میزنم چون همونطور که اطلاع دارید وبلاگم به روز نمیشه. آی دی صفحه ی اینستاگرامم رو براتون میزارم که اگر شما هم صفحه ای دارید ببینمتون و اونحا دنبالتون کنم-

Adeep_breath


یاعلی
گلسا
سه شنبه 8 تیر 1395 10:01 ق.ظ
امشب شب یاد است و
سجود است و
قیام !

چون باده و می ،
خواب ، حرامست ،
حرام... !

سلام اقا منصور...التماس دعا
پاسخ منصور قلی زاده : سلام... زیارت قبول ممنونم دعای شما را خواهانم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30


Admin Logo
themebox Logo