تبلیغات
داستان های کوتاه منصور - صدای پا

دوست دارم صدای خاص خود باشم چرا که می دانم هرگز چخوف نخواهم شد.

صدای پا

تاریخ:جمعه 13 اسفند 1395-08:03 ق.ظ

هنوز خستگی کار از تنم بیرون نرفته بود ودراز به دراز افتاده بودم روی کاناپه که دیدم مجید زنگ زد " سید جان امشب دور همیم می تونی بیا ، دوست داشتم ، ولی منیر را چکار می کردم، منیر من مشکل قلبی داشت طوری که دریچه میترالش درست کار نمی کند و گاهی گداری به زحمت می اندازد و بخاطر همین  قضیه همیشه تحت نظر دکترش هست وبالطبع من هم گرفتارش هستم  که مشکلی پیش نیاد، با این وجود گفتم ، " منیر جان می تونم برم بیرون ؟ "  دیدم هیچی نگفت تنها اشاره ای که کرد این بود. " بلند شم شام برات داغ کنم "  گفتم :  نه الان میلی ندارم شاید اونجا خوردم ، دیدم اشاره کرد. " پس حتمن  کلید خونه یادت نره من حالم خوب نیست نمی تونم از جام بلند شم "  سرم را انداختم پایین وآمدم بیرون  ، نه ، یه کار دیگر هم کردم صورتش را بوسیدم و گفتم  "خیلی دوست دارم بیش تر از آنچه که تصور کنی " که بد جوری گذاشت تو کاسه ام چون یهو گفت: اگه دوسم داری نرو ومنو تنها نزار دوست داشتن به حرف نیست به عمل ، تو نباشی خونه می ترسم،  بعضی وقتا صدا هایی میاد صدای پای یه آدم ، باور کن دیوونه نیستم ، فکر می کنم میخوان بیان و منو با خودشون ببرن ، خندیدم گفتم تو رو خدا جوک نگو صدای پا چیه این حرفا کدومه ! گفت : باور نمی کنی ؟ شبا که نباشی صدای پا می شنوم برای اینکه به خیال پردازی متهمش نکنم زود حرفم را عوض کردم و گفتم مشکلی نیست دوس نداری نمیرم کنارت هستم ، نفهمیدم چی در قیافه بی ریخت واستخونی ام دید که منصرف شد. چون زل زد به تخم چشمام وگفت  : برو عزیزم، شوخی کردم ، فقط اونجا مراقب خودت باش و زود بیا ، منم راحت یه  یا حسین گفتم ورفتم  پیش دوستان که یه کمی از این احوالات بیام بیرون ، اولین کسی که متوجه حالم شد آقا مراد بود . بلافاصله گفت : چیه سید جان دوباره پکری ؟ غصه نخورو نگرون نباش  انشالله خوب میشه ،خوب شد اومدی اینجا برای تغییر روحیه بد نیست، یه تشکر نیم بند وبه دوستان دور برم نگاه کردم ، جمعی از رفقای قدیمی  روی کف قالی اتاق نسبتن بزرگ نشسته بودن که سعی می کردن با شوخی وسرگرم شدن تا حدودی بدور از گرفتاری روزمره گی خود باشند و با تعریف ازخاطرات گذشته زمان خودرا گم ویا به بهانه کمر درد وپا درد ودود کردن یه لول تریاک  وقت خود را پرکنند از دور منظره جالبی جز دود سیگار نیست و وقتی به حلقه های سیگار که نرسیده به سقف اتاق گم می شد، نگاه می کنم، یاد عمر آدمی می افتم که درست شبیه همین حلقه های سیگار ناپدید می شویم ! بی اختیارغصه ام می گیرد.  میزبان از دوستان قدیمی خودم که حواسش  به همه چی بود . زیرزمین خانه اش را برای این کار در نظر گرفته بود .  زن وبچه نداشت وهر وقت میلش می کشید زنگ می زد وپاتوق به راه می شد واینجوری ساعتی رو بی خبری طی می کردیم وحتی شام هم می داد.  امروز سعی کردم بیشتر شنونده خوبی باشم تا گوینده مزخرف برای این منظور به گوشه ای پناه بردم که مورد مخاطب قرار گرفتم  " چته سید اینقد امشب فاصله گرفتی ؟ مثل اینکه تو جمع نیستی ، چیزی برای گفتن نداشتم یه فکرم اینجا بود یه فکرم پیش همسرم ، چون هرچی فکر می کنم حرفش عادی نبود یعنی چی  " صدای پا می شنوم  " خب قبول ، مشکل دریچه قلبی چیز ساده ای نیست ولی این حرفش چه ربطی به قلبش داشت . کم کم  باید به فکر سلامت روح وروانش هم باشم که یهو متوجه هاج واج دیگران شدم که به من زل زده بودن به این نتیجه رسیدم آمدنم به اینجا اصلن اشتباه بود. ولی سرهم یه چیزی گفتم که

-        از توجه شما ها ممنونم حتمن می دونید زنم حالش خوب نیست ودکترا تقریبن هشدار دادن که بیش از حد مراقب باشم ومن نمی دونم دیگه باید چکار کنم چرا دروغ الان که اینجا هستم فکرم خونه ست که نکنه اتفاق بدی بیفته  "

که  یهو آقا بهرام شروع به داد سخن که :

-         دوستان متاسفانه حال خانوم آقا سید روبراه نیست سعی کنیم امشب برای شفای عاجلش دست به دعا بر داریم

همین باعث شد به خاطر احترام ، خنده ها محو شد ودل نگرانی هریک آشکارشد. اولیش پرویز خان بود . اینجوری خواست آرومم کند.

-          غصه نخور سید جان ، خدا شاهد الان که اینجا هستم بعضی وقتا قلبم سوزش داره ، نمی دونم شاید بخاطر خانومم هست که اینجوری شدم ، چون هر دو پای خانومم متاسفانه موتور بی مبالات زده شکونده  ودر گچ گرفتار شده ، منم از فرط خستگی اومدم اینجا که کمی از غم غصه بیام بیرون ، خدا مجید خان روخیر بده که مسبب خیر میشه که با دود ودم قلیون می تونم یه حالی عوض کنم ویا آن یکی که گفت :

-        آقا سید از چه می نالی که دیسک کمر خانومم امان مارو بریده ، مهره سومش میگن پریده بیرون ، این شد رفتم شکسته بند آوردم چون چاره ای جز عمل در بیمارستان نبود . گوش به حرف آشنایی دادم که گفت تا می تونی عمل نکن ، سعی کن یه شکسته بند پیدا کنی حالا که شکسته بند آوردم میگه کمرش رو خرما پیچ کن اونم سه چهار هفته تا بعدن بیاد جا بیندازه وآقا مراد هم که بتازگی همسرش فوت کرده میگه ،

-        خیالت رو راحت کنم ، ما همه ول معطلیم ، همه چی دست خودشه یا خوبش می کنه یا می بردش هر کاری هم کنی بیفایده است . ببین چقد خرج خانومم کردم ولی آخرش چی شد ؟ هیچی ! زبون بسته کبدش از کار افتاد با اینکه منتظرنوبت تعویضی  کبد بود ولی به تعویض نرسید رفت که رفت ، سید جان بهتربسپری دست خدا، بعد شنیدم آقا محسن داد زد

-         ببینم تو این خونه یه زیارت عاشورا پیدا نمیشه که بخونم برای رفع تمامی بیماران مخصوصن آقا سید ، تا گفت، مجید بلند شد از گنجه اش یه زیارت عاشورا داد به دستش ،

 صوت سوزناک ش رو دوست دارم  که البته به سرعت می خواند وهمگی به ساحت زیارت سکوت کرده بودیم ابتدااز همه خواسته بود رو به طرف قبله بنشینند بعد از تمام شدن حال قشنگی پیدا کردیم واشکی هم در تاریکی ریختیم و جلسه شادی مبدل به جلسه التیام خاطر بیماران وگرفتاران شد حال این وسط یه عده هم طبق معمول مراقب آتیش زغال قلیان بودن که روی فرش نریزد . همین که لامپ اتاق روشن شد سعی کردم بلند شوم چون دیگر قادر نبودم بنشینم ومنتظر شام باشم این شد که با احترام و تشکر بلند شدم تا رسیدم، تشویش خاطر داشتم  ونفهمیدم چه جوری راه پله رو طی و در ورودی را باز کردم تمام اتاق ها خاموش وبچه هام خواب بودن، لامپ راهروی اتاق  را روشن کردم یهو قلبم شروع به طپش افتاد نمی دانم چرا ، اینجوری نبودم قلبم مثل ساعت کار می کرد ولی حالا نه ،  سریع رفتم اتاق خواب ، دیدم  راحت خوابیده ، حتی نمی دانستم  در آن لحظه بایدلامپ اتاق را روشن می کردم یا نه ، با اینکه آروم چند بارصداش کردم  صدایی نشنیدم ، بیشترمضطرب ونگران شدم  یعنی چی ! سریع لامپ اتاق روا روشن کردم چشمها یش بسته بود. ترسیدم که نکند تمام  کرده باشد ومرا   برای همیشه تنها گذاشته باشد.  حالا با این دختر ودوتا پسر بدون مادرچکار باید می کردم ،  بی اراده دست به صورت قشنگش زدم یهو چشماش باز شد و با لحن خواب آلود گفت :  اومدی ؟ نفسی راحت کشیدم و خوشحال شدم گفتم ، آره ، آره ، دوباره تکرار کرد.  قبل از اینکه بیایی دوباره صدای پا شنیدم مثل اینکه اومده بودن منو با خودشون ببرن ،  قول بده دیگه منو تنها نزاری گفتم باشه قول میدم  دیگه نرم وهمیشه پیشت باشم ومطمئن باش اجازه نمیدم کسی تو رو ببره خیالت راحت ، خندید وگفت شام خوردی گفتم نه ولی سیرم ومیلی ندارم گفت : پس لامپ اتاق رو خاموش کن بیا کنارم بخواب خیلی خوابم میاد، سریع لباسامو در آوردم ولامپ اتاق را خاموش کردم وخوابیدم ، خیالش از بابت صدا راحت شد ومحکم بغلم کرد وخوابید . چقد خوبه آدم با خیال راحت بخوابد...  




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
real psychic
چهارشنبه 19 مهر 1396 07:19 ب.ظ
سلام! سوال سریع که کاملا موضوعی است
آیا می دانید چگونه سایت خود را به صورت دوستانه بسازید؟
وبلاگ من به نظر می رسد عجیب و غریب در هنگام مرور از آیفون سیب من.
من سعی می کنم یک قالب یا افزونه پیدا کنم که شاید بتواند این مسئله را حل کند.

اگر پیشنهادی داری در میان بگذار. به سلامتی!
How do you get taller?
شنبه 14 مرداد 1396 03:48 ق.ظ
I like it whenever people come together and share
opinions. Great blog, continue the good work!
پاسخ منصور قلی زاده :
Foot Issues
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:14 ق.ظ
Incredible points. Solid arguments. Keep up the great
spirit.
Delores
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:58 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement account
it. Look advanced to more added agreeable from
you! However, how can we communicate?
پاسخ منصور قلی زاده :
Osvaldo
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:39 ب.ظ
Your mode of telling everything in this piece of writing is really good, every one
be able to effortlessly understand it, Thanks a lot.
پاسخ منصور قلی زاده :
Adelaide
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:51 ق.ظ
I couldn't refrain from commenting. Very well written!
پاسخ منصور قلی زاده :
فاطمه
پنجشنبه 31 فروردین 1396 05:53 ب.ظ
سلام
ممنون که سرزدید...
پاسخ منصور قلی زاده : سلام ... خواهش می کنم وظیفه بود
فاطمه
چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:14 ب.ظ
........♥#########♥
.....♥#############♥
...♥###############♥
..♥#################♥..................♥###♥
..♥##################♥..........♥#########♥
....♥#################♥......♥#############♥
.......♥################♥..♥###############♥
.........♥################♥################♥
...........♥###############################♥
..............♥############################♥
................♥#########################♥
..................♥######################♥
....................♥###################♥
......................♥#################♥
........................♥##############♥
...........................♥###########♥
............................♥#########♥
...............................♥#######♥
.................................♥#####♥
...................................♥###♥
.....................................♥#♥
.......................................♥
........................................♥
........................................♥
........................................♥
.......................................♥
.......................................♥
.....................................♥
.: ............................ :. ♥
................................♥
...........................♥
......................♥
.................♥
............♥
........♥
......♥......................♥...♥
..........♥.............♥............♥
..............♥.....♥...................♥
...................♥.....................♥
................♥......♥..............♥
..............♥.............♥....♥
.............♥
...........♥
..........♥
.........♥
.........♥
..........♥
..............♥
...................♥
........................♥
...........................♥
..............................♥
................................♥
..............................♥

سلام آپم و منتظر حضورت
پاسخ منصور قلی زاده : سلام .... ممنونم و چشم حتمن حضور خواهم داشت....
چهارشنبه 30 فروردین 1396 12:49 ب.ظ
سلام جناب قلیزاده بزرگوار
بله من می خواستم برای رویا خانم ارسال کنم در اثر معجزه ام درسال جدید برای شماارسال شده البته برای رویا خانم عرض کردم (منصور ورویا وسید)یکی است .
پایدار باشید
ضمنا ببخشید که بنده در اوایل سال شدیدا در گیرم وکمتر سر می زنم.
پاسخ منصور قلی زاده : سلام خواهش می کنم استاد گرامی از اینکه با شما هستم بی نهایت مسرورم موفق وموید باشید....
معصومه
شنبه 26 فروردین 1396 08:33 ب.ظ
گاه آدمی در بیست سالگی می میرد ...
ولی ....
در فهتاد سالگی به خاک سپرده می شود ...

"" صادق هدایت ""
.
.
.
جسارت می خواهد؛ نزدیک شدن به افکار دختری، که روز ها… مردانه با زندگی می جنگد اما شب ها… بالشش از هق هق های دخترانه خیس است ....:ناراحت::ناراحت::ناراحت:
پاسخ منصور قلی زاده : سلام ، هیچ چیز سخت تر از این نیست که آدمی را درک نکنند هیچ چیز سخت تر از این نیست
راد
جمعه 25 فروردین 1396 06:16 ب.ظ
به آن هایی که دوستشان دارید
بی بهانه بگویید دوستت دارم
بگویید در این دنیای شلوغ
سنجاقشان کرده اید به دلتان
بگویید گاهی فرصت با هم بودنمان
کوتاه تر از عمر شکوفه هاست
شما بگویید،حتی اگر نشنوند……...
.
پاسخ منصور قلی زاده : سلام ... کامنت زیبایی بود بی نهایت ممنونم ارادت قلبی مرا پذیرا باشید.....
راد
جمعه 25 فروردین 1396 06:16 ب.ظ
سلام
ببخشید دیر شده ولی
روز مرد مبارک.
پاسخ منصور قلی زاده : سلام.... بار دیگر تبریک وتهنیت ولادت مولای متقیان را پذیرا باشید....
دریچه ای رو به هنر و فرهنگ
پنجشنبه 24 فروردین 1396 12:54 ق.ظ
عرض سلام ووقت بخیر.------------------ استاد بنده هم خدمت شما عرض تبریک دارم میلاد علی(ع) را
پاسخ منصور قلی زاده : سلام... ممنونم از محبت شما متقابلن بار دیگر تبریک وتهنیت مرا پذیرا باشید....
فاطمه
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:05 ب.ظ
عیــــــــدتون مبــــــــــارک
پاسخ منصور قلی زاده : سلام وممنونم و متقابلن عید شما نیز مبارک.....
فاطمه
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:03 ب.ظ
چقدر خوب است

همیشه بهانه ای داشته باشم

تا حالت را بپرسم

همین چند ثانیه کافی‌ست

برای تسکین این دلتنگی ام ...



"حسین رمضانی"
پاسخ منصور قلی زاده : سلام ... ممنونم کامنت زیبایی انتخاب کردید. بسیار زیبا ، چقد خوب است که انسان در چند ثانیه از دل تنگی خارج می شود . ما چقد زود قانع می شویم ، فقط چند ثانیه !
سایگل
چهارشنبه 23 فروردین 1396 03:03 ب.ظ
وداع جان و تنم استماع رفتن تست

مرو که گر بروی خون من به گردن تست

زمانه دامنت از دست ما برون مکناد

خدای را نروی دست ما و دامن تست

به کشوری که کس از دوستی نشان ندهد

مرو مرو که نه جای تو ، جای دشمن تست

نشین و بال برافشان که هر کجا مرغیست

وطن گذاشته ، در آرزوی گلشن تست

در آتشی ز فراقش فتاده‌ای وحشی

که هر زبانهٔ آن برق سد چو خرمن تست


((وحشی بافقی))

اپمــــــــــــــــــــ
پاسخ منصور قلی زاده : سلام شعر زیبایی از وحشی بافقی انتخاب کردید درود...حتمن حضور خواهم داشت حتمن....
محزونی نامقی
چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:16 ق.ظ
درودتان باد بانو
هر وقت دلم میگیرد از دست زمانه
با خویش میگویم هزاران داد وبیداد
اما بناگه از درون آید ندائی
خاموش باش شاید خدارا بردی از یاد
....
زمانه زمانه ی غریبی است
دلها می شکند ، می گیرد و...
امیدوارم دلتان در این فضای غم آلود
هرگز نشکند ونگیرد
زیا باید ساخت...!
پاسخ منصور قلی زاده : سلام استاد گرامی گویا این کامنت برای من نبود ودر ارسال اشتباهی رخ داده است؟
محزونی نامقی
چهارشنبه 23 فروردین 1396 11:10 ق.ظ
سلام استاد معزز
ببخشید دیشب نتونستم بموقع جواب پیامتون را بدم .
ممنونم از الطافتون .گر چه گذشته ، منهم این اعیاد نورانی را خدمتون تبریک میگم ، در پرتو عنایت خداوند مستدام باشید
پاسخ منصور قلی زاده : سلام... بالطبع این کامنت هم ادامه آن کامنت است که من از طرف مخاطب شما از شما استاد گرامی قدردانی می کنم ...
سبزاکلیلی
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:56 ق.ظ
سلام استاد

ایام مبارک و فرخندۀ ماه رجب و روز پدر

بر شما مبارک

شاد و سلامت باشید
پاسخ منصور قلی زاده : سلام وممنونم از محبت شما بی نهایت. ایام مبارک بر شما نیز مبارک باشد انشالله ...
دلسوختگان
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:10 ب.ظ
حتی اگر صدسال
جغرافیا را تجدید شوم

و تا آخرعمر
از این مدرسه بیرون نیایم
باز هم در جواب این سؤال
که بلندترین کوه دنیا کدام است ؟

بی تردید خواهم نوشت : "پدر"


میلاد امیرالمومنین (ع) و روز پدر مبارک باد .
پاسخ منصور قلی زاده : سلام ، بالطبع من نیز متقابلن تولد مولای متقیان را از صمیم قلبم به شما تبریک می گویم...
hasti
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:53 ب.ظ
سلام و احترام////

سرچشمه ی عشق با علی آمده است

گل کرده بهشت تا علی آمده است

شد کعبه حرمخانه میلاد علی(ع)

کز کعبه صدای یا علی آمده است

میلاد امام علی (ع) آغازگر اشاعه عدالت

و مردانگی و معرف والاترین

الگوی شهامت و دیانت

بر عاشقانش مبارک باد . . . ////
پاسخ منصور قلی زاده : سلام ...من نیز متقابلن به شما تولد مولای متقیان را از صمیم قلبم تبریک وتهنیت عرض می کنم.

نگار
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:54 ب.ظ
سلام .میلاد امام علی (ع) و روز پدر و‌مرد رو به شما بزرگوار تبریک می گم.
پاسخ منصور قلی زاده : سلام ممنونم من نیز متقابلن ولادت مولای متقیان را به شما تبریک وتهنیت عرض می کنم....
๑۩۞۩๑ گفتگو ๑۩۞۩๑
سه شنبه 22 فروردین 1396 11:33 ق.ظ
این آغوش را تا یخ نزده..
تا از بغل نیوفتاده باید بچشی...
این انگشت ها که باید لایِ فرِ موهایت بپیچند را
و این گونه هایِ تب دار را همین شب ها باید ببوسی...
این زنده بودن را همین امروز
همین حالا باید زندگی کنی...
این "مــن" را.....
همین حالا باید دوست بداری...
شاید فردا برایِ هر اتفاقِ خوبی دیر باشد....

"فاطمه صابری نیا"
پاسخ منصور قلی زاده : سلام به دوست گرامی وقدیمی خودم ، کامنت زیبایی بود بار دیگر ولادت مولای متقیان را به شما تبریک وتهنیت عرض می کنم...
باصفاترین
سه شنبه 22 فروردین 1396 09:44 ق.ظ

شعری به سخره نگفتم
از عشق مهره نگفتم
هر شعر از صدق دل
هرگز به چهره نگفتم
در یاد من تو صلایی
این را به غرّه نگفتم
در سایه ها،تب خورشید
از مه به زهره نگفتم
از شعر ،شاعر و دریا
مه را ستاره نگفتم
شعرم،شعور دو حرفی است
لفظی،اشاره نگفتم
پاسخ منصور قلی زاده : سلام دوست خوبم از شعر زیبای شما ممنونم ، بسیار عالی بود بسیار عالی....
باصفاترین
سه شنبه 22 فروردین 1396 09:40 ق.ظ
سلام
ولادت امام علی (ع) بر شما مبارک باد .
داستان خوبی بود . از عبارت رفتن عمر و تشبیه آن به حلقه دود سیگار خیلی خوشم.
موفق باشید
پاسخ منصور قلی زاده : سلام وممنونم از حضور ونظر زیبایت وبی نهایت سپاسگزارم ، من نیز ولادت مولای متقیان را به شما تبریک می گویم موفق باشید...
زهرا
سه شنبه 22 فروردین 1396 09:10 ق.ظ
سلام منصورخان
میلاد مولود کعبه وروزپدررابه شمادوست عزیزم تبریک می گویم وبرایتان سلامتی آرامش ودلخوش در کنار خانواده محترم آرزومندم
روزت مبارک
پاسخ منصور قلی زاده : سلام ، ممنون وسپاسگزارم بار دیگر ولادت مولای متقیان را به شما تبریک می گویم موفق باشید.
لاو کده
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:43 ق.ظ
سلام خیلی ممنون از حضور گرم و نظر زیباتون...

وب و داستان های شما هم همچنین زیباست...
پاسخ منصور قلی زاده : سلام ، خواهش می کنم وظیفه بود ممنونم از محبت شما
رویا
دوشنبه 21 فروردین 1396 10:07 ب.ظ
سلام ....ولادت با سعادت مولای متقیان علی ع و انتساب ابن روز فرخنده به روز مرد روز پدر را بشما دوست و استاد عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم
برایتان بهترین ها را آرزومندم
پاسخ منصور قلی زاده : سلام... من نیز متقابلن تولد مولای متقیان امیر مومنان علی ابن ابی طالب (ع) به شما تبریک عرض می کنم واز محبت شما بی نهایت سپاسگذارم
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:20 ب.ظ
Hi there! Someone in my Myspace group shared this site with
us so I came to give it a look. I'm definitely
loving the information. I'm book-marking and will be tweeting this to my followers!

Wonderful blog and outstanding style and design.
پاسخ منصور قلی زاده :
سایگل
دوشنبه 21 فروردین 1396 09:30 ق.ظ
اگر فردا بیایی چشمهایم را فرش راهت میکنم شاید دیگر فرداها تکرار نشوند
پدرم روزت مبارک


درود بر شما

ولادت امیرالمومنین بر شما مبارک

روزتون مبارک
پاسخ منصور قلی زاده : سلام... بالطبع من نیز به شما وتمامی پدران دوستان ، روز پدر را که مصادف است با تولد مولای متقیان امیر مومنان علی ابن ابی طالب(ع) است تبریک وتهنیت عرض می کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30


Admin Logo
themebox Logo